علي بن حسين انصارى شيرازى
172
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
دنقر ابقر خوانند و طبيعت وى گرم و خشك است در قوت مانند نمك بود بلكه اقوى بود از وى چون سحق كنند و با سركه بر حكه اعضا طلا كنند نافع بود و زايل گرداند و چون سحق كنند و بر موى غليظ نهند رقيق و نرم كند بپارسى آن را شوره گويند دند بشيرازى باتو گويند و آن خروع چينى است و حب خطايى خوانند و حب سلاطين هم گويند و آن سه نوع بود چينى و هندى و شجرى چينى به مقدار فستقى باشد و شجرى به مقدار بيد انجير بود و ميل بسرخى زند و نقطه بر آنها باشد و هندى از چينى كوچكتر بود و از شجرى بزرگتر و مغز آن ميل بزردى زند و بعضى گويند حب الملوك ماهودانه بود و گفته شود و طبيعت دند گرم و خشك است در چهارم بهترين وى چينى بود پس سنجرى پس هندى و شربتى از وى يك حبه و نيم بود تا دو حبه و گويند از دو دانگ تا نيم درم مسهل رطوبات سودا و بلغم بود و آنچه در مفاصل بود و نشايد كه در شهرهاى گرم استعمال كنند الا در شهرهاى سرد و نيز استعمال در طبيعتهاى سرد بايد كرد و مصلح وى آن بود كه پوست وى پاك كنند به كارد بايد كه لب نزديك وى نبرند كه اگر لب به پوست وى رسد سرخى لب زايل كند و سفيدى مانند برص پيدا گردد و مغز وى را بگيرند در اندرون وى مانند زبان گنجشك بود آن را بيندازند با قدرى نشاسته و ورق گل سرخ و زعفران و كثيرا و رازيانه بكوبند و اگر خواهند كه با ادويهء مسهله استعمال كنند و اگر با شير خر و مسكه خورند هم شايد سودمند بود جهت سودا و بلغم و مسهل خلط خام بود و درد مفاصل را تحليل دهد و سياهى موى را نگاهدارد و رها نكند كه زود سفيد شود و عيسى بن على گويد كه وى سحج امعا آورد و بايد كه بعد از آن شير تازه خورند غذا آب گوشت با آب سيب و غوره و قدرى نبيد بر آن افشانند و اگر ماهى خورند شايد و اگر حبوبى سازند از برنج و جو مقشر بروغن گل نافع بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : دند بفتح دال مشهور بحب السلاطين است و بپارسى تخم بيد انجير خطايى و بهندى جيپاكوته و جمالكوته نامند و آن ثمر درختى است در غلافى و اكثر سه عدد در يك غلاف و هريك باز در غلافى به قدر پستهء بسيار كوچكى و مغز آن دو پارچه بهم پيوسته مانند مغزهاى ديگر و پوست رقيقى در ميان آن دو مغز و اين پوست و پرده سمى بود و عند الحاجت نه قبلى از آن بايد آن را برآورده مدبر كرده به كار برند لاتين CROTON TIGLIUM فرانسه PIGNON D , INDE انگليسى TIGLIA - SEED PLANT دنقه روانه است و شبلم نيز گويند و گفته شود دواء الحيه جنطيانا است و گفته شد دوسر زر خوانند و آن حشيشى است كه در ميان گندم رويد و به شيرازى تخم آن را كركاس خوانند و طبيعت آن گرم است در اول و خشك است در دوم و گويند سرد است ملين ورمهايى بود كه در ابتدا بغايت صلب بود و چون بر داء الثعلب ضماد كنند نافع بود ابن مؤلف گويد اگر دو سر با نشميزج و نبات مصرى بسايند دانهء كه از چشم برايد نافع بود و چون با آرد بر غرب ضماد كنند سودمند بود و غرب ناسورى بود كه نزديك چشم پيدا شود در كنج چشم و دو درم از وى مسهل گرم بود و وى مضر بود به انثيين و مصلح وى كثيرا بود و بهترين سياهرنگ بود و عصارهء كه از حشيش وى گيرند بايد كه با آرد آميزند و خشك كنند و بعد از آن استعمال كنند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : نباتى است مانند گندم و در مزرع آن مىرويد و از آن درازتر و درشتتر و دانهء آن باريكتر و خوشهء آن متفرق و پوست آن سياه و بعضى سرخ است لاتين TRITICUM CORNUTEUM فرانسه ERGOT DE SEIGLE انگليسى SPURREA WHEAT